خاطرات یه کارمند سابق

روزانه نویسی یه کارمند

خاطرات یه کارمند سابق

روزانه نویسی یه کارمند

***

چند روز پیش رفتم محل کار قبلی و یک سری از کارام رو تحویل دادم.

ناراحت که نشدم هیچ انگار خوشحال هم بودم که راحت شدم.

چقد من طفلکی بودم.

چقد سختی میکشیدم . خودم نمیفهمیدم.

ساعت کاری طولانی . کار زیاد.

خدایا شکرت.

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.